تبليغاتX
آيينه مكرر
آيينه اي در برابر آيينه ات ميگذارم تا از تو ابديتي بسازم

و من مسافرم اي بادهاي همواره

مرا به وسعت تشكيل برگ ها ببريد

جاده هاي غريبه...جاده هاي انتظار كاش هميشه در مبدأ تمام ميشدند. نبود مهرباني مهربانان دور رخوت سفر سستم ميكرد.اين روزها مسافرم ميخواهم تا عيد نشده اين روزمرگي مكرر را و اين زيستن تكراري را بشكنم.تاريكي خلوتم صداي خنده ايي نو را دست ميسايد!

سمت رفاقتي ميروم كه عطر كتابهاي قديمي ميدهد!روزهاي عيدم را با سرسبزي شمال بايد قسمت كنم اين روزها به مرند ميروم و تبريز شهري كه تا كنون نديده امش!بر مزارشهريارشعرخواهم رفت و خواهم نوشتش-خدا بخواهد اگر-

ديشب دير وقت بود-تقريبا- كه روز زن را چيزي نوشتم ديشب بحث هاي جالبي را هم شاهد بودم كه نه حس نوشتن هست نه مجالش!

چقدر دلم گرفته بود ديشب وقتي... بگذريم!

پ.ن :دعا كنيد امشب شب بر  مدار نور برود!روشن و سريع!

از ساعت 9.30 شب آنهم مسافتي 10-12 ساعته تنها بدون هم صحبت در تاريكي جاده هاي غريبه وجدانا سخت است!

 کليساى سن استپانوس مرند 

اينجا تاريخ مرند و شرح دادهwww.marand.ir/

+ نوشته شده در  ساعت 14:22  توسط پاییزبانو | 

سلام

تا نگاه ميكني وقت رفتن است............

گفتني كم نيست اگرچه زمان بيرحمانه اندك است

تو را نميدانم رفيق اما براي من چند نفر جدا از اين سياست پيشه مردانند كه نه مانند من و تو اند!

نميدانم چرا شايد چون قلمشان خوي نوجوانيم بود دوستشان دارم

ابراهيم نبوي.نيك آهنگ كوثر.شادي صدر.شهرام شكيبا با تمام نقدهايي كه بر او ميشود ودوست دارم نويسندگان روزهاي دور هفته نامه مهر و گل آقاي آن زمان را وحالا از اينها شادي صدر...

بانويي كه ...

تا زن نباشي نميداني كه سخت است بخواهي به بعضي ها ثابت كني انساني.انسان كامل نه نصفه!!!!

همین!

کاریکاتور نیک اهنگ است متن ابراهیم نبوی را برای خانم صدر بخوانید

+ نوشته شده در  ساعت 23:55  توسط پاییزبانو | 

شب از نيمه گذشته...

نيمه اول بازي بارسلونا و بيلبائو تمام شده3-0 آنهم تحت شرايط مشقت باري كه گزارش گر هر كاري كرد جز گزارش بازي...

شب از نيمه گذشته...

شهر هم كه در امن و امان است.

تهديدات و تحريم ها هم كه اصلا جدي نيست!

بالگرد هاي سران ارتش و سپاه هم كه اصلا سقوط نميكند –مهم شهيد دادن است ديگر-!

شهرام خان جزايري هم كه فرارانده نشده...!

3فعال سياسي . حكم سنگين؟شوخي ميكنيد؟

احمد باطبي هم خوب است كمي سرما خورده بود با يك MRIخوب شد رفت خانه اش در زندان!

او را دوست دارم -او تنها چهره ي به سياست عجين شده ايي است كه فكرم را درد مي آورد  ارزشش را داشت؟ارزشش را دارند؟-

ورزش كشور هم گلباران است موقع شناسي استقلال هم برگ ديگري بر افتخاراتمان افزود!

خوب حالا كه شب از نيمه گذشته وشهر در امن وامان است پس...:

آوخ از اين دل دل عصيانيم!

خيابان را دست بارن شسته و ميشويد

(تلنگر ميزند بر شيشه ها سر پنجه باران)

تا خنكاي نسيم راهي نيست تا تهي شدن از اين دل دل كلافگي...

هوس بازي نسيم را تا به عصمت موهايم راه ميدهم لذت خنكاي آرامش سيالي است كه شبم را در آغوش ميكشد. مفري است امن براي شبي كه همهمه ها ذهن را به جنجال كشيده.

من باران را دوست دارم....هنوزهم!

پس هنوز

پس تا هنوز خدا جاريست

راستي..........

شب از نيمه گذشته؟؟؟

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:35  توسط پاییزبانو |