تبليغاتX
آيينه مكرر
آيينه اي در برابر آيينه ات ميگذارم تا از تو ابديتي بسازم

پيشاپيش تولدم مباركخلاصه در آستانه 8-9 روز مانده به تولدم با گرگ دست داديم و با شيطان رقصيديم و بر سرميز مذاكره با امريكا نشستيم!اين پايكوبي تنها به مناسبت تولد من بود نميدانم چرا اسمش را گذاشتند يادآوري وظيفه اشغالگران!

اصولا من غريق بحر فكرم!!! كه اين امريكايي ها چرا خودشان از ايران درخواست مذاكره كردند؟؟/ تا ايران برود به آنها تشر بزند كه بيدار شوند و وظيفشان را به ياد  بياورند؟؟؟/ خوب برا اينكار علي آقا پروين را ميبردند كه بهتر بود همچين تشر ميزد كه كسي پستش يادش نره!يعني تو امريكا يه آدم جدي نيست؟

آدم كمي كج خيال باشدها فكر ميكند امريكايي ها ميخواستند به ما تذكر بدهند كه دست از لجاجت و آشوب عراق برداريم!-خوب شد كج خيال نيستيم-

علي دايي هم از فوتبال رفت چند روز قبل هم به او كاپ و جايزه دادند و خيلي ها هي دست زدند و شادي كردند ميدونستم به خاطر تولدمه نرفتم كه ريا نشه!مباركش باشد استقلالي ها هم دلگير نباشند به اين بيانديشيد كه چهارمي شما ارمغان دل كندن علي آقا را از زمين داشت مرسي!ولي واقعا چه افت كلاسي كاش حداقل سوم ميشدين!!!امشب علي دايي با رشيد پور در شبكه5به سخن نشست جالب بود چالشي در كار نبود!

و خلاصه اينكه به مناسبت تولد من كلي كشور شلوغه ازهمه ممنون مخصوصا رقاصان فوق الذكر!

اين دو تا پست و تو يه ساعت ميفرستم پايين رو قبلا نوشتم ولي

+ نوشته شده در  ساعت 4:23  توسط پاییزبانو | 

سلام

خدا نكند وسوسه چيزي در سرم بيافتد مهارش نميتوانم امشب از استادي مينويسم که

كه نميشناسمش مگر به نام و سابقه. نه بر درسش نشسته ام كه اقتضاي رشته ام نبوده نه از نزديك ديده امش. تنها به نام پدر انيميشن ايران و به حرمت اين لقب برايش احترام قائلم

 ديدم واحتمالا ديديد كه چندي پيش بر سرآنچه  هتك حرمت به دانشجوي دختري در دانشگاه هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ناميده شد فرياد ها كردندو شعار ها دادند كه: «استاد نامسلمان اخراج بايد گردد»، «غيرتي ها كجايند؟»، «بي حرمتي نسبت به حجاب تا كي؟»، «امسال فاطميه چه زود رسيد»، «استاد آمريكايي شرمت باد»، «وا مصيبتا؛ كشف حجاب اجباري دختر چادري در دانشگاه اسلامي»، «انقلاب فرهنگي تكرار بايد گردد»، «دانشگاه اسلامي جاي منافقين نيست»، «حاشا به غيرت اساتيد»، «دانشگاه بايد از حضور ليبرال ها و كمونيست ها پاك شود

در آشوب بسيار هميشه به حقيقت شك كن اين باور من است

به نوشته اعتماد،‌هاجر سليمي‌نمين دانشجويي كه موضوع مباحثه نورالدين زرين‌كلك با او بر سر موي سر، باعث بروز تجمعاتي در دانشگاه تهران شده بود، مي‌گويد: من خيلي متاسفم كه يك اتفاق ساده چنين ابعادي پيدا كرد. البته از اين كه استاد به حوزه خصوصي من تعرض كرده بود ناراحت بودم اما به هيچ وجه نمي‌خواستم چنين فضايي عليه او راه بيفتد. مضاف بر اين كه من اصلا نمي‌دانم اين فرآيند چطور اتفاق افتاده است. روزي كه در دانشگاه تحصن شده بود عمويم آقاي عباس سليمي نمين به من تلفن كرد كه اين چه وضعي است و چرا دانشگاه را آرام نمي‌كني؟ در جواب گفتم كه من درخانه هستم و نمي‌دانم اصلا اين خبر چطور پخش شده است و اطلاعي از جريان ندارم... [در پاسخ به اين پرسش كه آيا نظرات وي را جويا شده‌ بودند] خير. هيچ كس با من تماس نگرفته بود و من اصلا از جريان اطلاع نداشتم. اصلا هم دلم نمي‌خواست ماجرا چنين ابعادي به خود بگيرد چون الان درجامعه هنري ما جوي عليه من حاكم شده است كه يك دختر دانشجو باعث اخراج يك پيشكسوت شده است. در حالي كه خواست من اصلا اين نبود... البته انكار نمي‌كنم كه استاد زرين كلك هميشه نسبت به اعتقادات من با تمسخر برخورد مي‌كرد و از اين كه دختر دانشجويي با چادر در كلاسش حاضر مي‌شد خشنود نبود اما اگر در استادي ويژگي‌هايي هست كه با مباني انقلاب ونظام اسلامي نمي‌خواند اين وظيفه مدير گروه است كه درباره استخدام يا اخراج او تصميم بگيرد نه اين كه نيروهايي خارج از محيط با تحصن و شعار دادن خواستار بركناري او شوند.
اعتماد در ادامه نوشت: نورالدين زرين كلك استاد بركنار شده دانشكده هنر و رييس آسيفا در واكنش به اين جريان تاكنون سكوت كرده است. علاوه بر مطالب نشريات مختلف ضد او و قلم فرسايي‌هاي برخي از آنها وبلاگ‌هاي زيادي هم در اينترنت عليه او مطلب مي‌نويسند و حتي شماره تلفن‌هاي شخصي و آدرس محل كار همسرش را هم قيد كرده‌اند تا كساني كه خواستار مجازات او هستند راحت‌تر به او دسترسي پيدا كنند. جوايزي هم براي هكرهاي سايت اينترنتي او در نظرگرفته شده است. وي درواكنش به اين اتفاقات به ذكر يك جمله اكتفا مي‌كند: من چيزي براي گفتن ندارم. به طور يك جانبه عليه من چيزهايي نوشته شده و من منتظرم يك مقام رسمي كشور يا مقام دانشگاهي به من اطلاع بدهد چه اتفاقي افتاده است تا من هم فرصتي داشته باشم حرف‌‌هاي خودم را بزنم

اين خبر بعدا در رجا نيوز تكذيب شد و سليمي نمين اين آشوب ها را تاييد فرمودند رجا نيوز پيرمردي را كه سكوت كرده بود آنچنان نواخت كه...

بحث من الان كه زمان قضيه را كمرنگ كرده و غيرتي ها آرام گرفته اند فقط چند سوال است كه اگر همين5-6 نفري كه سري ميزنند بخوانند كافيست

ما –اكثرمان- دانشگاه را تجربه كرده ايم درصد فساد اساتيد زياد اگر نباشد كم نيست آنهم اساتيد به نام!

همين جا در ازدحام اين شهر شلوغ دوست داشتني تهران!هيچ كس گفت يكي از صاحب نام ترين اساتيد پير ما چرا ...حتي بعدها كه محترمانه عذرش را خواستند و به دانشگاه رودهن رفت وآنچنان تازاند كه بگذريم  بهتر است كسي نگفت وا مصيبتا...        چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون آن دختر سليمي نمين برادرزاده عباس سليمي نمين،تئوريسين راستي ها نبود؟

در كرمانشاه دختري مورد تجاوز مامور حراست قرار گرفت كو فرياد وا مصيبتا؟

در دانشگاه ديگري استادي شرط دادن نمره به دانشجوي دختري را عبور از اتاق خوابش ميداندو...و...و....

مگر از اين دست مكاشفات كم است؟اين غوغا براي پير مردي كه وقت هوسراني اش آنهم سر كلاس گذشته درست بود؟سكوت استاد يعني چه؟مقام رسمي؟استاد فراموش كرد اينچا همچنان ايران است اين جا توضيح رسمي خواستن سوسول بازي ايست اينجا جوانان غيرتمند دارد!!!!

من اگر جاي هاجر خانم بودم هم البته برميآشفتم شك نكنيد اما مطمئنن غش نميكردم 2تار مو كه اين حرف ها را ندارد!

نمايان شدن 2تار مو فاطميه را جلو انداخت؟؟؟؟؟؟؟؟

پيغمبرو علي زناي ديده را نديده فرض ميكردند ما چه ميكنيم؟

http://www.iran-newspaper.com/1384/840728/html/back.htm

http://www.zarrinkelk.com/per/index.html

http://www.rajanews.com/News/?10253

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=333271

http://www.tehran-animafest.ir/sec_fest/sp_screening/zarin_kelk_sec_fest_far.htm

http://emruz.info/default.aspx

+ نوشته شده در  ساعت 4:10  توسط پاییزبانو | 

دير آمدي ري را...نامه ها را باد برد

دير شد رفيق خيلي دير شد گفته بودمت

 باز آمدنت طعم گس قهوه هاي كافي شاپ هاي وليعصر را ميدهد! دقيقا همان طعم!روزگاري فوق العاده بود و حالا بيشتر بوي قهوه ي سوخته ميدهد!خستگي را كه در نميكند هيچ مشام را هم مي آزارد!

دلم گرفته؛مغرور نا آرام مدعي من...! به اشك نشستمت كه مرو به طعنه خنديدي ام كه نميمانم؛حالا به بغض منشين كه برگردي همبغضت ميشوم كه برو- دير آمدي رفيق-

بي خيال تمام خاطره ها پله ها حياط كلاس هاي دانشگاه را يادم ميآوري كه چه؟بگذار تمام شب شعرها بگذار تمام نگاه هاي پنهاني بگذار تمام آن لجبازي هاي عاشقانه-قبل از آنكه دست دلم مغرورمان پيش هم رو شود- درخاطره بماند نميخواهم برگردي

هنوز هم دچارش ميشوم گاهي دلتنگي را ميگويم پس دلتنگيت را ميفهمم اما فقط ميفهمم همين!بي خيال خودت را نشكن يل پرادعاي من

توو من؟؟؟حالا مدتي است از اين فكر خنده ام ميگيرد!بغض نكن رفتني ها رفتني اند!دلم تنگهدلم...

 

 

در اين روزها بازداشتي هاله اسفندیاری؛دستگيري گنده لاتهاي محله هاي تهران؛رفتن اين آقاي رييس جمهور به دبي!تحت تاثير واگويه هاي من كه در صدر آمد قرار گرفت!!!

نمرديم و ديديم خاتمي بزرگ هم مدعي شد آنهم مدعي اينكه دولتش بهترين دولت بعد از 1357 است آوخ كه چقدر دلتنگش بودم سيد خنداني  كه خنده اش در ازدحام من و تو گم شد!

خرمشهر هم آزاد شد بي خيال برخی ژست هاي نسل ما...من عكس ها را تصوير ها را ..من، ممد نبودي ببيني را كه ميبينم كه ميشنوم...-حتي ورژن جديدش را-گريه ام ميگيرد راستش را بخواهي...ازآشوب اين روزهاي عراق دلم نميسوزد؛نميگيرد!!او نماد آزادي خرمشهر نيست اما...روحش شاد

پن!:خيلي دلم ميخواهد از استاد زرين كلك و آشوبي كه تحت عنوان هتك حرمت به يك دانشجوي دختر به راه افتاد بنويسم اگر شد البته!

همزمان با پست مطلب دارم فینال میلان لیور پول را میبینم بین دو نیمه از مجید جلالی پرسیده میشود بازی دوتیم توقعات شما رو به عنوان مربی بر آورده کرد؟؟دلم برای لیور و میلان...سوخت

+ نوشته شده در  ساعت 1:4  توسط پاییزبانو |