تبليغاتX
آيينه مكرر
آيينه اي در برابر آيينه ات ميگذارم تا از تو ابديتي بسازم
 

باسلام وصلوات به ميمنت و مباركي با جلال و اكرام بنزين سهميه بندي شد...

 صبح زنگ تلفن رابط خشم صداي دوستي بود كه دشنام آلودم كرد كه تو گفتي برو راي بده...

آنقدر عصباني بود كه نگفتمش تصميمي اگر اشتباه است از حضور من و تو نيست...از وجود من و تو نيست از حاضر نبودن ما... از بي وجودي ماست

نميدانم اين هم مانند ديگر طرح هاي اخير ....

بنشينيم و ببينيم

شنيدم ديشب تهرانم شلوغ بوده دلم براي بانكها ميسوزد كه در هر كشمكشي تنشان زخمي است

 

جاي تمام دلهاي باراني باران نديده خالي...شمالم

رشت را هميشه دوست ميدارم شهر بي نظيري است خنده ي مردمانش نه از بي دردي است نه از تزوير...انگار كن از عادت است و جه نيكو عادتي است

باران و آفتاب به هم آميخته اند صورت هاي آفتاب گرفته مهرباني را درس ميدهند و لهجه ي شيرين مردان گيلك از اتفاقات جاري گلايه ميكند و من در ازدحام شهري كه ميستايمش به يگانگي.  ...

 

 

دلم براي كسي در شهر خودم تنگ است اين روزها به آغوش تهران حسادت ميكنم كه.....

دلم تنگشه خوب

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:34  توسط پاییزبانو |