تبليغاتX
آيينه مكرر
آيينه اي در برابر آيينه ات ميگذارم تا از تو ابديتي بسازم

حال و روزم خوش نیست مثل تو مثل همه

ایران مرا چه میشود؟

گوشم پر است از دادها فریادها خشم ها ...ضجه ها بغض ها سکوتها...

اینجا ایران است سردمداران مملکت من

موسوی در فکر استعفاست میگویند از تمام مناصب دولتی اش.

کروبی مرد رک اصلاحات تهدید میکند که جامه ی فقاهت بر کند که این مملکت دیگر شانش را نمیشناسد

خاتمی مرد خاطره های سیاسی نسل من به بغض و سکوت نشسته

جانباز اصلاحات در بند است وصدها تن دیگر و این میان غریبانه تر از همه سید محمد علی ابطحی که انگار کن نبود اصلا.....

رفسنجانی....این سکوت پیر سیاست بی دلیل نیست شک نکنید اهل اینگونه نشستن وتماشا کردن و برنخاستن نیست به ای سادگی اهل شکستن نیست هیاهو را گذاشته برای برخی و سکوتی سنگین را برخویش برگزیده تا ...

این نقطه ها را زمان پرخواهد کرد

دختر پرجنجالش را به بند میکنندوهمسران زندانیان را حرم معصومه اطهر نیز امن نمینماید

این چه طوفانی است که کوه و دریا را حریف است؟

 

متکی امروز سخن گفت که: گروهی خاص در پروازی خاص طی سفری  خاص  آدمهاییی خاص  برای برنامه ایی خاص را....اینهمه خاصیت برای چیست؟مگر ما بی خاصیتیم اصولا؟

تلوزیون مملکت من نشان نداد که دیروز پیرمردی را آنقدر زدند که...

نشان نداد دختری را که دلش بیش از جای باتوم پشتش میسوخت

نشان نداد برادر نمایی را که ریشش را به وام از اسلام داردو...خواهرکی را به ضربه و ناسزا میراند

تلوزیون ایران من نشان نداد ندای امیر اباد را

ونگفت فروکوفته های دانشگاه را

تلوزیون ایران من نشان داد نفرت مردمی را از ریش دار گم ریشه ایی که بر زمین افتاده ومردم پایش میکوفتند گفت اینها آشوبگرند نه مردم ...مردم داغ دیده بودند نبودند؟اما نگفتندکه این خشم این ناجوانمردانه زدن را این افتاده کوفتن را چه کسی کدام نامردی ونامردمی عذر بدتر از گناه شد نگفت چه این گونه بر آشفتمان که دلمان نمیسوزد برایش...

 برایشان.

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:13  توسط پاییزبانو | 

فهرست شعارهای مردم در تظاهرات ميليونی ميدان آزادی تهران


احمدی دروغ گو، ۶۳ درصدت کو
خس و خاشاک تويی، دشمن اين خاک تويی
می جنگم، می ميرم، رأيمو پس می گيرم
ايرانی با غيرت، حمايت ، حمايت
مدعی عدالت، خجالت ، خجالت
دولت کودتاچی، استعفا، استعفا
اين است شعار مردم، رفراندوم، رفراندوم
يا حسين، ميرحسين، يا حسين، ميرحسين
مير سين، ميرحسين، حمايتت می کنيم
ما منتظر ميرحسين هستيم، اگه امروز نياد، همينجا هستيم


 

وای اگر موسوی حکم جهادم دهد
ميرحسين کجايی، منتظريم بيايی
ايول ايوله، ايول، موسوی يله، ايول
مرگ بر ديکتاتور، چه شاه باشه چه دکتر
هاله نورو ديده، رأی مارو نديده
احمدی حيا کن، مملکتو رها کن
برادر رفتگر، محمودو وردار ببر
احمدی دزده، رأيو می دزده
رأی مارو دزديده، داره باهاش پز می ده
دولت تقلب می کند، رهبر حمايت می کند
احمدی دزده، رأيو می دزده
سيد ما يک رنگه، احمدی رنگ به رنگه
اين مردک بی ريشه، يک شبه سيد ميشه
بسيجی حيا کن، مفت خوريو رها کن
نفت و طلا رو برده، سيب زمينی آورده
نفت و طلا رو برده، خرج بسيجی کرده
آخر هفته، احمدی رفته، آخر هفته، احمدی رفته
نن جون مهدی فهميد، اين کوتوله نفهميد
صدای و سيمای ما، ننگ ما، ننگ ما
نحست وزير امام، يک کلام، يک کلام
می کشم ، می کشم، آنکه برادرم کشت
زندانی سياسی آزاد بايد گردد
تقلبم حدی داره، يه ميليون، دو ميليون، نه اينکه هجده ميليون
اين ۶۳ درصد که ميگن کو، اين ۶۳ درصد که ميگن کو
توپ، تانک، بسيجی، ديگر اثر ندارد
تا احمدی نژاده، هر روز همين بساطه
توپ ، تانک فشفشه، محمود بايد شسته شه
نترسيم، نلرزيم، ما همه با هم هستيم
احمدی کوتوله، رأی ما موسوی بود
نوشتيم موسوی، خونده شده احمدی
دولت سيب زمينی، نمی خوايم، نمی خوايم
احمدی کم آورده، پخ زيادی خورده
ما بت شکنيم، شيشه شکن نيستيم
احمدی گوساله، بازم بگو فوتباله
احمدی بهوش باش، ما مردميم ،نه اوباش
هرکی که ناموس داره، موسويو دوس داره


+ نوشته شده در  ساعت 13:10  توسط پاییزبانو | 
۲۶ خرداد ۱۳۸۸

دستگیری ابطحی

 

سید محمد علی ابطحی معاون سابق آقای خاتمی و مشاور مهدی کروبی صبح امروز (سه شنبه) دستگیر شد. منتظر آزادی ایشان می مانیم تا مطلب جدید خود را  بر روی سایت قرار دهند.
سایت محمد علی ابطحی
این از بدترین خبرهای این روزهاست من این روحانی همگام با روز را بسیار خوش دارم خبرش که رسید لحظه ی بدی بود


پن:دوست بسیار نازنینی دارم که بسیار دوستش میداشتم وهنوز نیز دارم برایم نوشته فریب روباه را بخوریم بهتر از این است که شیر مارا بخورد راست میگوید گاهی اوقات دوست داریم فریب بخوریم دوست داریم...
اما گاهی روباه آنقدر دنی است آنقدر سخیف است...
که حالمان بهم میخورد از فربیش را خوردن

+ نوشته شده در  ساعت 14:47  توسط پاییزبانو | 

 

 

شب شمارش آراء چه گذشت؟

 

 

برگی از خاطرات روزانه 22 و 23 خرداد 88

ابوالفضل فاتح/ هیچ‌کس نیست که حیرت‌زده نباشد...

قلم - مهندس می‌گفت من هیچ‌گاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی می‌شود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پی‌گیری امانتشان حساس هستند و من نمی‌توانم کوتاه بیایم.

 

بسمه تعالی

قلم‌نیوز، جمعه و شنبه 22 و 23 خردادماه 1388

روز پنجشنبه جلسات مکرر و پیوسته‌ای با حضور جناب آقای موسوی برگزار شد. بحث اصلی، پیرامون تمهیداتی بود که باید برای انتخابات اندیشیده می‌شد. گزارش‌های مکرری به دوستان رسیده بود که نگرانی‌هایی را از روند برگزاری انتخابات دامن می‌زد. موضوع نظارت بر صندوق‌ها از موضوعات بسیار جدی بود که دغدغه‌ی کمیته‌ی صیانت از آرا شده بود.

 

مهندس موسوی جمعی از دوستان را انتخاب کرد که به شکل مجزا و متمرکز مسایل حساس روز انتخابات را دنبال کنند. سیستم پیامک از سوی مخابرات قطع شده بود.

قرار شد مهندس موسوی در یکی از مساجد جنوب شهر رای خود را به صندوق بریزد. این مسجد، مسجد جامع ارشاد در شهر ری بود. حدود 11 شب خبر زمان و مکان رای‌ریزی مهندس موسوی بر روی سایت قلم قرار گرفت.

 

صبح که به مسجد جامع ارشاد رفتم، جمع بسیار زیادی از خبرنگاران در این مسجد اجتماع کرده بودند. آقای مهندس موسوی به اتفاق خانم رهنورد رای خود را به صندوق انداختند و برای صحبت کوتاهی، پشت تریبون مسجد قرار گرفت. داشت می‌گفت که ما امشب بیداریم که میکروفن قطع شد.

 

بلافاصله به ستاد برگشتیم. مهندس موسوی از نزدیک روند رای‌گیری را دنبال می‌کرد. گزارش‌های پی‌در پی از صندوق‌های اخذ رای در سراسر کشور، حاکی از استقبال کم‌نظیر مردم بود. عمده‌ی گزارش‌ها جهت را‌ی‌گیری را به سمت مهندس موسوی نشان می‌داد.

هنوز ساعتی از رای‌گیری نگذشته بود که خبرگزاری‌ها و رسانه‌های طرفدار دولت، پیروزی آقای احمدی‌نژاد را اعلام کردند اما گزارش‌ها به ما اطمینان می‌داد که ما با فاصله‌ی زیاد، رتبه‌ی نخست را در اختیار خواهیم داشت.

 

خوشحالی زایدالوصفی بر دوستان حاکم شده بود.. گزارشی از کمیته‌ی صیانت از آراء ارائه شد. بسیاری از حوزه‌ها از کندی اخذ رای، کمبود تعرفه و مانع‌تراشی در مسیر ناظران شکایت داشتند، با این همه ترکیب آرای اعلامی قویا به نفع مهندس بود.

مهندس موسوی در تماس مکرر با سران دو قوه‌ی مقننه و قضاییه، دادستان، دفتر مقام معظم رهبری، نگرانی‌های مطروحه پیرامون روند اخذ آراء را منتقل کرد.

 

لحظه‌ به لحظه شکایت‌ها بیشتر می‌شد. در بسیاری از حوزه‌‌ها تعرفه‌ها پایان یافته‌ بود. اما اصلاح جدی صورت نمی‌گرفت. همه‌ به نتیجه رسیده بودیم که این یک اقدام برنامه‌ریزی شده از سوی برگزار کنندگان است. آنها به وضوح تمایلی برای رساندن تعرفه، تمدید وقت و تسریع در اخذ آراء نشان نمی‌داد. گفته می‌شد که بعضی از شعبه‌ها از ساعت 4 بعد‌از ظهر تعطیل شده است. گرچه ساعت به ساعت انتخابات تا 10 شب تمدید شد اما پیش از آن بسیاری از شعبه‌ها تعطیل شده بود و حتی برخی از مردم که در صف حاضر بودند، بدون دادن رای بازگشته بودند.

 

حدود 4 بعد‌از ظهر کسی به مهندس موسوی گفته بود که عده‌ای به این جمع‌بندی رسیده‌اند که انتخابات را 19 به 14 به نفع احمدی‌نژاد اعلام نمایند. مهندس این موضوع را به مسوولین منتقل کرد.

 

حدود ساعت 6 بعد‌ازظهر مهندس موسوی نامه‌ای به مقام معظم رهبری نوشت و مداخله‌ی ایشان را برای تصحیح روند انتخابات، تقاضا کرد.

 

حدود ساعت 10 شب خبرهای رسید که عده‌ای می‌خواهند انتخابات را به نفع آقای احمدی‌نژاد به پایان برسانند، حال آنکه هنوز شمارش آراء به شکل سراسری آغاز نشده بود.

 

مهندس موسوی یک مصاحبه مطبوعاتی فوری برگزار کرد و با اشاره به تخلفات انتخاباتی صورت گرفته نسبت به روند شمارش آراء به شدت هشدار داد.

 

حدود 11 شب مهندس موسوی نامه‌ای سری به مقام معظم رهبری نوشت، این نامه را به صورت دستی به بیت مقام معظم رهبری بردم و آن را تحویل آقای وحید دادم. چند دقیقه‌ای هم با هم صحبت کردیم از فحوای صحبت‌های ایشان دریافتم که باید انتخابات را تمام شده تلقی کنم. او می‌گفت برای چگونگی اعلام شمارش آراء به وزارت کشور تذکر داده است اما ترکیب نهایی آراء را یک مرحله‌ای به نفع آقای احمدی‌نژاد می‌دانست. به ایشان گفتم تمام گزارشات، مشاهدات عینی و ارزیابی‌های منطقی و علمی ما کاملا عکس آن چیزی است که دارد اعلام می‌شود.

 

پس از تحویل نامه به محل استقرار مهندس موسوی برگشتم همه‌ی دوستان جمع بودند. مهندس موضوع را با یکایک دوستان در میان گذاشت و طلب مشورت کرد. همه بهت‌زده بودند. هیچ‌کس چنان نتیجه‌ای را باور نداشت، هیچ گزارشی هم بر آن مبنا از سوی بازرسان ستاد دریافت نشده بود. مهندس موسوی پس از جمع‌بندی دیدگاه‌ها گفت: انتخابات حق مردم است، من نمی‌توانم از حق مردم بگذرم و تا آخر خواهم ایستاد و تا تصحیح این دروغ، مسایل را با مردم در میان خواهم گذاشت.

 

به روزنامه‌ها دستور داده شده بود که هیچ یک حق ندارند که تیتری مبنی بر پیش‌بینی آراء بزنند. کلمه سبز که تیتری در این راستا را پیش‌بینی کرده بود در چاپخانه متوقف و مجبور به تغییر تیتر شد. با این حال خبر می‌رسید که روزنامه‌های ایران و کیهان می‌خواهند تیتر پیروزی آقای احمدی‌نژاد را بزنند. ایرنا و فارس هم اعلام پیروزی آقای احمدی‌نژاد را کرده بودند.

 

حدود 2 نیمه شب بود که مهندس جلسه را ترک کرد. دوستان با هم مشورت می‌کردند و هر کدام در جست‌وجوی راه حلی بودند اما فاصله و نسبت آراء مطروحه وزارت کشور از چنان شکافی برخوردار بود که به روشنی فریاد می‌زد آنها نخواسته‌اند هیچ جایی برای تجدید نظر و اعتراض باقی بگذارند.

 

حدود 4 صبح با خبر شدم که تنش‌های پراکنده‌ای حول ستاد مرکزی شکل گرفته است و به جلوی ستاد گاز اشک‌آور انداخته بودند.

 

نزدیک صبح در خیابان کسانی بوق می‌زدند و شادمانی خود را از نتایج آراء ابراز می‌داشتند.

 

با آقای حمید رسایی صحبت می‌کنم. 4 ماه پیش به من گفته بود آقای احمدی‌نژاد 23 میلیون رای خواهد آورد. رای 22 میلیونی آقای خاتمی وتو خواهد شد. موسوی نیز حدود 10 میلیون رای خواهد داشت. من هوش و ذکاوت او را نداشتم. دیشب به خاطر پیشگویی‌اش به او تبریک گفتم.

 

صبح مجددا جلسه‌ی دوستان تشکیل شد و تحلیلی از شرایط ارائه شد به نزد مهندس موسوی رفتیم. با همان آرامش و نجابت همیشگی نشسته بود. انسان‌های بزرگ با این مصائب خم نمی‌شوند. او می‌گفت حالا بیشتر از همیشه مطمئن شدم که چرا باید می‌آمدم. بیانیه‌ای را که نوشته بود برای دوستان قرائت کرد. مهندس می‌گفت من هیچ‌گاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی می‌شود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پی‌گیری امانتشان حساس هستند و من نمی‌توانم کوتاه بیایم.

 

تلفن پیوسته زنگ می‌خورد. هیچ‌کس نیست که حیرت‌زده نباشد، بعضی‌ گریه می‌کنند، بعضی فریاد می‌زنند، بعضی افسرده شدند، بعضی نگرانند. خودم هم که به چهره‌ی مهندس نگاه می‌کنم، شرمم می‌آید و بعضی وقت‌ها گریه‌ام می‌گیرد. نمی‌توانم بپذیرم، توجیه نمی‌شوم. بعضی وقت‌ها زنده به گور می‌شوی. من هرگز تصویر موسوی را از لوح دلم پاک نخواهم کرد. به خدا پناه می‌برم و شما عزیزان را به خدا می‌سپارم. حیف که دفتر خاطرات اینگونه پایان یافت.

 

پن: من نمیدونم چقدر راسته اما...

با گذشت بيش از سه روز قطع ارتباط شبكه پيام كوتاه در ايران، متخصصان شركت ايرانسل راه ويژه اي براي ارسال پيام كوتاه پيدا كرده اند. بنا بر اين روش كساني كه از سيم كارت هاي ايرانسل استفاده مي كنند،مي توانند با تغيير شماره مركز پيام (message center)به شماره 00989350001480 با شماره گيري 0098 (هم براي همراه اول و هم براي ايرانسل و تاليا) قبل از گرفتن شماره خط مورد نظر پيام را ارسال كنند. به طور مثال شماره را اينطور وارد كنيد:009809121111111 و يا 0098093511111111

+ نوشته شده در  ساعت 22:3  توسط پاییزبانو | 

دراینجا چارزندان است...

به هرزندان دوچندان نقب در هرنقب چندین حجره در هر حجره چندین مرد در زنجیر....
میدانید که امروز انقلاب تا آزادی قیامت بود؟

میدانید که میرحسین با رهبر دیدار کرده و...

میدانید که رشت وتهران و تبریزو...شلوغ است

میدانید نه؟

امروز اما در آن دل دل های انقلاب تا آزادی به مسمای این نامها اندیشیدم راستی چند انقلاب دیگر تا آزادی

مانده است؟

به این حرکت ها به این تجمعات به این دور هم بودنها خوشبین نیستم اگرچه خود نیزبه آن تن میدهم و در اضطراب ودلواپسی خانواده و همسرم اگرچه گاه مجبور به عقب نشینی  وحصرخانگی خود خواسته میشوم اما....میروم ومیمانم

اما....

میدانی؟

نمیدانم

امروز جمعیت داشتند بازمیگشتند انگشتها به نشانه پیروزی  برفراز بودو سرها بلند از غرور یک صدا شدن  از تخلیه هیجان و فریاد امروز هرچه فریاد داشتند کشیدند

خیابان آزادی را بازکه میگشتند خیابان جیحون را که رد کردند کدامشان نمیدانم اما یک نگاه که داشت به آسمان گره میخورد بر فراز ساختمان چند طبقه ایی  امنیت سیالی را دید که از آسمان به زمین میبارید

دستی از روزن پنجره ایی قرآن گرفته بود از زیر قرآن رد میکرد همصدایان آزادی را حق خواهان بی ادعا را

از زیر قرآن ردشان میکرد جوانان مارا.

این هم ابتکاری بود

راستی این روزها بوق زدن ممنوع الله اکبر ممنوع اگر از فردا گفتند انگشت اشاره و شاهی قطع شود که علامت پیروزی را نشانی نباشد نهراسید

30/20 تجمع امروز را نشان داد وبرای اولین بار نگفت اراذل نگفت اوباش نگفت....

یک گام تا موفقیت یا مکری تازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مکری تازه از آستینشان به رویمان میپاشند مواظب زلالی نگاه هایتان باشید

+ نوشته شده در  ساعت 21:36  توسط پاییزبانو |